خدایامی شنوی مرا پیچیده ام در کلافی از ناباوری آنقدر نرم و بی روح که حس می کنم گناهش را خالی شده از احساس لبریز از گناه بی هیچ تقصیری دلم می سوزد چرا باور کنم احساسم را حال که چنین آزرده ام از خود... نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 2:13 توسط ღღالهامღღ|
خدایامی شنوی مرا
پیچیده ام در کلافی از ناباوری
آنقدر نرم و بی روح که حس می کنم گناهش را
خالی شده از احساس
لبریز از گناه
بی هیچ تقصیری
دلم می سوزد
چرا باور کنم احساسم را
حال که چنین آزرده ام از خود...