تبليغاتX
... به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن


... به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن





















 

   آدم:منو دوست داری؟

   حوا: مگه خبر مرگم چاره دیگه ای هم دارم؟؟؟

   و اینچنین عشق آغاز شد...

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 0:16 توسط ღღالهامღღ|

 

   عاقبت از زخم هایت

   راهی

   بدرونت می یابم... 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 1:1 توسط ღღالهامღღ|



    جهان پیشینم را انکار می کنم

   جهان تازه ام را دوست ندارم

   پس گریزگاه کجاست!

   اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟

   
  

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 0:51 توسط ღღالهامღღ| |

 

خدایا

می شنوی مرا

پیچیده ام در کلافی از ناباوری

آنقدر نرم و بی روح که حس می کنم گناهش را

خالی شده از احساس

      لبریز از گناه

         بی هیچ تقصیری

                     دلم می سوزد

چرا باور کنم احساسم را

حال که چنین آزرده ام از خود...

 

 

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 2:13 توسط ღღالهامღღ|


Design By : Night Skin