دوست داشتن آدمها با هم فرق میکند ... یکی وقتی خیلی دوست میدارد سکوت میکند، یکی وقتی خیلی دوست میدارد ترک میکند، یکی وقتی خیلی دوست میدارد حرف می زند، یکی دیگر، مینویسد ... دیگری میخواند، آن یکی حسود میشود، این یکی آزاد میگذارد، یکی مهــــــــــــربان میشود، یکی شکاک میگردد، یکی آرام میشود، دیگری عصبی و آن یکی اشک می ریزد ... و بعضیها هم موجوداتی کاملا ترکیبیاند ...
فرقی نمیکند تو چه مدلی باشی ... آنچه اهمیت دارد این است که مدل تو را باید آنکه دوستش میداری بپسندد، اگر نه! سقوط میکنید توی این پی ای که دارید میکَنید برای با هم بودن ...
+ نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 1:21  توسط ღღالهامღღ
|
زن عشق می کارد و کینه درو می کند
دیه اش نصف دیه توست
و مجازات زنایش با تو برابر
می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مفتخر به داشتن چهار همسر هستی
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان که بخواهی به لطف قانون گذار
می توانی ازدواج کنی...
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی.
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر...
دکتر علی شریعتی
۱۱ اردیبهشت
ساعت ۱۷:۳۵
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:41  توسط ღღالهامღღ
|
باز هم تو آمدی، در دستهایت معجزه ای بود،
لبهایت، نوبرانه تمام میوه های فصل بود
و جاده... باز هم مرا میرنجاند!
من در رنگ چشمهایت منجمد شدم و تو، بهار ماندگارت را خزان خطاب کردی!
هنوز هم وقتی بی گدار به آب میزنم و دور از تمام چشمها عاشقت میشوم
سرد میشوی و دوباره احساس میکنم کمرم شکسته است!
۱ اردیبهشت
ساعت ۱۹:۳۳
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 0:24  توسط ღღالهامღღ
|
یکی از جالب ترین جمله هایی که خووندم:
اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد،
شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان میبرد ولی اگر کلاه کوچکی بر
سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون
میبرد و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب
سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره میشود!!
"بالتیمور بیکن"
نظر شما چیه؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 0:17  توسط ღღالهامღღ
|
بازکن پنجره را ونگاه کن به تولد دوباره زمین،
گوش کن به نغمه شادی پرندگان،
باز کن پنجره را تا خانه ات پرشود از بوی بهار
تاخانه ای نوشود از حس نوروز
نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جام،رو به همه دوستای خوبم تبریک می گم.



+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 18:51  توسط ღღالهامღღ
|