... به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن
چند وقتیه تو یه تردید و دودلی بزرگ موندم.انجام ندادن یه کاری و انجام دادن همون کار... اگه انجامش ندم ممکنه واسه همیشه حسرتش به دلم بمونه! واگه انجامش بدم دو حالت داره،حالت خیلی خوب و حالت خیلی بد.ریسکه! امروز که داشتم می رفتم سر کار، Sms ای از یه دوست خوب بهم رسید که منو ترغیب می کنه که ریسک کنم و تصمیم کبری مو بگیرم و واسه اون کار آستین بالا بزنم. + دنیا به تلاش شما پاداش می دهد نه به بهانه هایی که می تراشید. شما بودین چیکار می کردین؟! حرمت نگه دار دلم + ماه که به نیمه می رسد کامل می شود، ما به نیمه نمی رسیم... در خوابهایم که بویت میپیچد وسوسه میشوم! بخار گرم نفس هایت روی شیشه ی یخ زده ی پی نوشت:دست ام- دست ِ یک دیوانه است: وای بر همه ی ِ میزها و دیوارها و هر آنچه + برای مادام یا مسیو "بی نشان" که بفهمد نوشته های من برای همه دنیا می تواند باشد، نجواي ِ تو را ، + جمله ای از انجیل:"چوبي را به دو نيم كن ، من آنجا هستم ..... سنگي را بردار، مرا خواهي ديد !"
گلم
که این اشک خون بهای عمر رفته من است
میراث من!
نه به قید قرعه
نه به حکم عرف
یک جا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت
به نام تو
احساسم مینشیند و دعا میکنم در دل، که شب تا ابد امتداد یابد...
.
.
.
آغوشت را به روی تمام زخم های من بگشا! میخواهم تمام نا آرامی های روحم را روی احساسات
تو بریزم! میخواهم دستهای تو را بگیرم تا همزمان جان بدهیم! میخواهم در آغوش تو بمیرم...
جایی برای نقش بندی و پریشان نگاری ِ دیوانه وار داشته باشد.همین جا...کنار این همه
نوشته های بی دلیل و بادلیلم، کنار این همه احساسات داغم، کنار این همه نگاه ِ مشتاقم...
نگاهم هر لحظه بی قرار چشمان روشنیست که دستانم را بی تاب نوشتن می کند
جز آنکس که او در اندیشه باطل خود بپروراند.
نمي توان نوشت
گرمايِ تو را ،
نمي توان كشيد
نگاهِ تو را ،
نمي توان سرود
آغوش ِ تو را ،
نمي توان نواخت
تنها مي توان
دلي داشت
سر ريز ؛
از بوي ِ تني ،
كه بالا مي برد تورا .....
تا شانه هاي ِ
خـد ا .....
| Design By : Night Skin |


